سيد علي اكبر قرشي

58

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ » ) * انبياء : 49 . بنا بر قول راغب : آنها از قيامت ترسى آميخته با اعتنا به آن ، دارند ايضا آيهء * ( « فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها » ) * احزاب : 72 . همهء آيات اشفاق در قرآن كريم با « من » آمده حتى آيهء * ( « أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ . . . » ) * مجادله : 13 . كه در تقدير « من ان تقدموا » است مگر آيهء * ( « قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ » ) * طور : 26 . كه با « فى » آمده است و آن بنا بر قول طبرسى خائفان و بنا بر قول راغب اعتناء كنندگان است و چندان فرقى ندارند . * ( « وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِه مُشْفِقُونَ » ) * انبياء : 28 . * ( « إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ » ) * مؤمنون : 57 . در « خشية » از راغب نقل كرديم كه آن ترسى آميخته با تعظيم است . سپس گفتيم : اين سخن كليّت ندارد و تعظيم از مضاف اليه خشيت استفاده مىشود . على هذا به نظر من خشية در دو آيهء فوق بمعنى عظمت و مهابت به كار رفته يعنى : آنها از عظمت و مهابت پروردگار خويش خائفاند و به آن اعتنا دارند چنان كه مرحوم فيض در صافى و بيضاوى در تفسير خود آن را مهابت و عظمت گفته‌اند . شفه : لب . * ( « أَ لَمْ نَجْعَلْ لَه عَيْنَيْنِ . وَلِساناً وَشَفَتَيْنِ » ) * بلد : 8 و 9 . آيا به او دو چشم يك زبان و دو لب قرار نداديم ؟ اين كلمه در قرآن فقط يك بار آمده و در آيه اهميت دو لب در وجود بشر و فايدهء آنها منظور است . شفا : ( بفتح ش ) كنار . حاشيه « شفا البئر » يعنى كنار چاه ، تثنيهء آن شفوان ، جمع آن اشفاء است ( مجمع - مفردات ) * ( « وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها » ) * آل عمران : 103 . يعنى در كنار گودالى از آتش بوديد از آن نجاتتان داد غرض از كنار آتش هلاكت است . * ( « أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ » ) * توبه : 109 . شفاء : بكسر ( ش ) بمعنى صحّت و سلامت است راغب گويد : الشفاء من المرض رسيدن بكنار سلامتى است